پشت پرده - تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 16:50
در این گزارش به بررسی کامل «» می‌پردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. نمی‌شود به فراموشی‌ات سپرد و گذشتچنی...
بی‌مطلع - تاریخ: 1404/9/6 ساعت: 22:47
از آن روزی که بین فصلهامان فاصله افتادمن و تو یک مخاطب یک خدا یک آسمان داریم نه من دیگر کنار تو، نه تو دیگر به یاد من ولی صد راز ناگفته به یک  لحن و زبان داریماین غزل شاید ادامه داشت اگر مطلع داشت...☺️ + نوشته شده در جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۹ ساعت 8:19 توسط من و او  |  Adblock test (Why?)
- تاریخ: 1401/10/12 ساعت: 8:15
نمیشود به فراموشیات سپرد و گذشتچنین که یاد تو زودآشنا و هرجایی استتو باری اینک از اوج بینیازی خودکه چون غریبی من مبهم و معمایی است،پناه غربت غمناک دستهایی باشکه دردناکترین ساقههای تنهایی است«حسین منزوی» + نوشته شده در سه شنبه بیستم خرداد ۱۳۹۹ ساعت 8:19 توسط من و او  |  Adblock test (Why?)
بیمطلع - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 22:50
از آن روزی که بین فصلهامان فاصله افتادمن و تو یک مخاطب یک خدا یک آسمان داریم نه من دیگر کنار تو، نه تو دیگر به یاد من ولی صد راز ناگفته به یک  لحن و زبان داریماین غزل شاید ادامه داشت اگر مطلع داشت...☺️
مشق شب - تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 15:36
xa0یار اگر رفت وحق صحبت دیرین نشناختهر کجا هست خدایا به سلامت دارشخلاص
امروز روز توست - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:51
xa0امروز از آن روزهاست...از همان روزهایی که آدم فکر میکندxa0اگر قلم بردارد و بنویسدxa0میتواند به اندازهٔ تمام غزلهای حافظانهٔxa0دنیاxa0عاشقانه بگویدمیتواند هزاران سطر بی وقفه وxa0بی خستگیxa0آنقدر ادامه بدهدxa0تا ا
هزار کلمه - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:17
استاد کلاس نویسندگی میگویدباید هر روز چیزی بنویسی. هر روز حداقل هزار کلمه در موضوعی دلخواه بنویسی xa0 صبح به محض بیدار شدن ببین به چه موضوعی فکر میکنی همان را بنویس. میگویم اگر هر روز به محض بیدار شد
ای سنگفرش خیس... - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:17
xa0اي سنگفرش راه كه شبهاي بي سحرتك بوسههایxa0پاي مرا نوش كردهایاي سنگفرش راه كه در تلخي سكوتxa0آواز گامهاي مرا گوش كردهایهر رهگذر ز روي تو بگذشت و دور شدجز من كه سالهاست كنار تو ماندهامxa0بر روي سنگهاي تو با پاي خسته ... ، آهxa0عمري بخيره پيكر خود را كشاندهامxa0اي سنگفرش، هيچ در اين تيره شام ژرفآواز...
معجزهگر - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:17
گاهی بعضی کلماتxa0درست وقتی نگرانیها و افسوسها دلت را بیرحمانه زیرورو می کند، از جایی شبیه آسمان، نازل میشوند و مثل مرهمی معجزهگر روی زخمهای روحت مینشیند و حالت را خوب میکند و به یادت میآورد که عشقی که عشق باشد سهم خداست و هیچگاه به دستxa0شیطان نمیرسد و این وسعت بیمرز و انتها به این سادگیها تمام نمی...
گاهی بیا... - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:17
اینجا همان گوشهٔ خلوتی است که هر آدمی بایدداشته باشد تا وقتی از همه چیز و همه جای دنیاxa0خسته میشود بیپناه نماند.xa0اینجا جایی است که میشود و می توان در آن،xa0سر بر زانویxa0تنهایی گذاشت و زمزمه کرد و سبک ش
رهايي - تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 20:28
گشت و گذار در كوچه هاي سرد و باراني خاطره كه كف سنگي و لغزنده اش به قدمهايت سنگيني و آرامشي آميخته با ترديد مي بخشد، و تماشاي درختان سر به فلك كشيده اش xa0نگاهت را تا آن سوي ابرها بالا مي كشد، اين روزها
روزهاي ابري - تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 20:28
بالاخره روزي از سر زدن به كوچه ي مه آلودي xa0كه مي داني تنها عابر غروبهاي ابري اش خودت هستي xa0خسته خواهي شد بالاخره xa0مطمئن خواهي شد كه اين كوچه، بن بست ترين گذر اين اطراف است و تو تنهاترين رهگذر تاريك ترين شهر دنيا كمي دير، اما خواهي فهميد... كمي سخت، اما تحمل خواهي كرد...
صبر کن! - تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 20:28
xa0روزهایی که قرار بود بیاید و بگذرد فرارسید. همان روزهایی که به خودت وعده داده بودی شاید دیر بیاید اما می آید و تو تحملش خواهی کرد. الان دو روز و نوزده ساعت و شانزده دقیقه و چهار ثانیه است که به این کو
عنوان ندارد - تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 20:28
مهم نیست که اینجا یک نویسنده داشته باشد و فقط یک مخاطب، یک نفر بنویسد و خودش بخواند و خودش بخواند و فقط خودش بخواند، مهم نیست که چند ماه یک بار به روز نشود و به روز شدنش هم به زور باشد؛ مهم این است که
يادواره - تاریخ: 1396/12/19 ساعت: 12:52
به ياد روزهايي كه گذشت و برنگشت؛ به ياد خاطره هايي  كه ساختيم  و باختيم؛ به ياد هر چه گفتيم و شنفتيم؛ به ياد همه دلتنگيها، انتظارها.،اميدها، ديرآمدنها، زود رفتنها....به ياد باغها و بوستانها،  كوچه ها و خيابانها، جوي ها و سنگفرشها، ابرها و بارانها.... به ياد همه آن ساعتها و لحظه ها....يك دقيقه سكوت!L...
اول و آخر - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 19:09
xa0 xa0 اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماستمراد خویش دگر باره من نخواهم خواست عنایتی که تو را بود اگر مبدل شدخلل پذیر نباشد ارادتی که مراست xa0 اولين پست سنگفرش!xa0[ شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۶ ] [ 6:42 ] [ من و او ] [ ]
گمشده - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 13:45
سخت است ولی باید ساختxa0 این که دلت چیزی را گم کند که نمی دانی چیستxa0 چیزی که هیچ اسمی نمی توانی برایش بگذاریxa0 چیزی که از دلت کنده می شود و بغض می شود و در گلویت جا خوش می کند چیزی که نه بودنش را تحمل می کنی و نه نبودنش راxa0 وقتی که بود خیلی چیزها را نمی دیدی حالا هم که نیست خیلی چیزهای دیگر راx...
... - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 8:35
[unable to retrieve full-text content]xa0 xa0 عنوان، بدون متن xa0متن بدون عنوان xa0عکس بدون شرحxa0 زنجیر... برگ... خزان... xa0
وانمود کن - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 8:35
.......... توقع ندارم آن در نیمه باز انتهای کوچه را به رویم باز کنی...توقع ندارم به داخل دعوتم کنی و روبه رویم بنشینی و چشم در چشمم بدوزی و گوش به حرفهایم بسپاریتوقع ندارم که قسمت های بد و غلط قصه ام را ببینی و ندیده بگیریتوقع ندارم با من هم مثل مهمانهای خوب و مخصوصت رفتار کنی و نازم را بکشی...من اص...
آرزو - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 8:35
چو بستی در به روی من به کوی صبر رو کردم چو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردم چرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در تو به خود باز آمدم نقش تو در خود جستجو کردم خیالت ساده دل تر بود و با ما از تو یک رو تر من اینها هر دو با آئینه دل روبرو کردم فشردم باهمه مستی به دل سنگ صبوری را زحال گریهٔ پنهان حکا...